پرتیکان

خرید بک لینک
محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفتمست گفت ای دوست این پیراهن است افسارنیستگفت مستی، زان سبب افتان و خیزان میرویگفت جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیستگفت میباید تورا تا خانهٔ قاضی برمگفت روصبح آی، قاضی نیمهشب بیدارنیستگفت نزدیک است والی را سرای، آنجا شویمگفت والی ازکجا در خانهٔ خمار نیست؟گفت تا داروغه را گوییم، در مسجد بخوابگفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست گفت دیناری بده پنهان و خود را وارهانگفت کارشرع، کار درهم و دینار نیستگفت ازبهرغرامت، جامهات بیرون کنمگفت پوسیدهاست جزنقشی زپود وتارنیستگفت آگه نیستی کز سر درافتادت ک پرتیکان ...

ما را در سایت پرتیکان دنبال می‌کنید

برچسب: محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت,محتسب مستی به ره دید گریبانش گرفت,محتسب مستی به ره دیده گریبانش گرفت,محتسب مردی به ره دید و گریبانش گرفت,محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت همای,محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت عصار,محتسب مستی به راه دید و گریبانش گرفت,شعر محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت,آهنگ محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت,دانلود محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت, نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 15:49

جرمی ندارم بیش از این کز جانوفادارم تراور قصد آزارم کنی هرگز نیازارم ترازین جور بر جانم کنون، دست از جفاشستی به خونجانا چه خواهد شد فزون، آخر ز آزارمترارخ گر به خون شویم همی، آب از جگرجویم همیدر حال خود گویم همی، یادی بود کارمتراآب رخان من مبر، دل رفت و جان رادرنگرتیمار کار من بخور، کز جان خریدارمتراهان ای صنم خواری مکن، ما را فرازاریمکنآبم به تاتاری مکن، تا دردسر نارمتراجانا ز لطف ایزدی گر بر دل و جانمزدیهرگز نگویی انوری، روزی وفادارم ترا پرتیکان ...

ما را در سایت پرتیکان دنبال می‌کنید

برچسب: شعری از انوری,قطعه شعری از انوری,شعری زیبا از انوری, نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 15:49

سیر یکروز طعنه زد بهپیاز که : تو مسکین چقدر بدبوییگفت :از عیب خویش بیخبری زان ره از خلق عیب میجوییگفتناز زشتروییدگران نشودباعث نکو روییتوگمان میکنی که شاخ گلی به صف سرو و لاله میرویییا کههمبوی مشکتاتاری یاز ازهار باغ مینویی خویشتنبی سبب بزرگمکن تو هم از ساکنان این کوییره ماگر کج است وناهموار توخود این ره چگونه می پوییدر خودآن به که نیکترنگری پرتیکان ...

ما را در سایت پرتیکان دنبال می‌کنید

برچسب: طعنه سیر به پیاز,شعر طعنه سیر به پیاز, نویسنده: بازدید: 317 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 15:49

چند شعر از انور اردبیلیمنیم پناهیم اُمیدگاهیم، دایان حسینیمسنه سوزوم واراوپوم ایاقون یانان ددوداقون، امان حسینیمسنه سوزوم وار دایــان بـــرادر عــزیــزمــادر، گلیـردالـینجـا پیـاده زینبهـارا گئدیرسن؟ شتاب ائدیرسن، قالوبدی بحربلاده زینبنـه چــاره ائیلیــم یانـیـر بـو قلبیـم،چکیبدی درد زیاده زینبوداع آخر توقف ائت بیر، زمان حسینیم سنهسوزوم وار باجووا لطف ائت بیرآزدایان گئت، آماندیقارداش آماندی ئوللمگـوزومده یاشیـم آغـاردی باشیم، غمیم بیلیرسنگراندی ئوللماَییلدی قدیم، یارالی قلبیم خـدنـگ ظلمــهنشاندیـر اوللم پرتیکان ...

ما را در سایت پرتیکان دنبال می‌کنید

برچسب: شعری ترکی از شهریار,شعری ترکی از استاد شهریار,شعر ترکی از استاد شهریار,شعرهای ترکی از شهریار,شعر ترکی از واحد,شعر ترکی از مادر,اشعار ترکی از شهریار,شعر عاشقانه ترکی از شهریار,شعر کوتاه ترکی از شهریار,شعر ترکی کوچ از قتلگاه, نویسنده: بازدید: 179 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 15:49

يا رب اين نوگل خندان كه سپردي به منشمي سپارم به تو از چشم حسود چمنشگر چه از كوي وفا گشت به صد مرحله دوردور باد آفت دور فلك از جان و تنشگر به سرمنزل سلمي رسي اي باد صباچشم دارم كه سلامي برساني ز منشبه ادب نافه گشايي كن از آن زلف سياهجاي د لهاي عزيز است به هم برمزنشگو دلم حق وفا با خط و خالت داردمحترم دار در آن طره عنبرشكنشدر مقامي كه به ياد لب او مي نوشندسفله آن مست كه باشد خبر از خويشتنشعرض و مال از در ميخانه نشايد اندوختهر كه اين آب خورد رخت به دريا فكنشهر كه ترسد ز ملال انده عشقش نه حلالسر ما و قدمش يا لب ما و دهنششعر حافظ همه بيت الغزل معرفت استآفرین بر پرتیکان ...

ما را در سایت پرتیکان دنبال می‌کنید

برچسب: شعری از حافظ شیرازی,شعر حافظ شیرازی بالعربي,اشعار حافظ شیرازی به انگلیسی,شعر از حافظ شیرازی,اشعار از حافظ شیرازی,شعری زیبا از حافظ شیرازی,شعری کوتاه از حافظ شیرازی,شعر عاشقانه از حافظ شیرازی,شعر هایی از حافظ شیرازی,اشعار زیبا از حافظ شیرازی, نویسنده: بازدید: 74 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 15:49

بوزآت سنی سر طؤیله ده باغلارام = ای اسب خاکستری تو را درسرطویله می بندم.آند ایچیرم سنه مخمل چوللارام = قسم می خورم عرق گیرمخملی برایت تهیه کنماگرمنی بو داوادان قورتارسان = اگر مرا ازاین جنگ ودعوا نجاتم بدهیقیزیلدان گوموشدن سنی ناللارام = از طلاو نقره تو را نعل می کنمنبی نین بیغلاری ائشمه -ائشمه دی = سبیل های نبی قیطانی شده استپاپاغی گولله دن دئشمه - دئشمه دی = کلاهش از اثر گلوله سوراخ سوراخ استنبی نین آتینی بیر آت کئشمه دی = هیچ اسبی نتوانسته از اسب نبی جلو ب پرتیکان ...

ما را در سایت پرتیکان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 110 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 15:48

صفحه بندی